![]() |
|
![]() |
|
|
من هم به نوبه خودم سال جدید را به همه دوستان و همه هم وطنان تبریک می گم امید وارم سالی با خوشی شادی سلامتی داشته با شید و در طی تمامی مراحل زندگی خود موفق باشید واز کسانی که در سال گذشته از دست ما ناراحت شدند معذرت می خوام امیدوارم به بزرگی خود پوزش ما را بپذیرند |
|
|
|
نظر نظر نظر نظر بدیدجمعه بیست و هشتم بهمن 1384
عزیزم یک دمی یادی زما کن اگر قلبت گرفت مارا صدا کن صدایت می رسد تا گوش این دل مرا با غصه هایت آشنا کن
هزارون گل در اومد هزاران پاییز سر اومد دلم دریای خون شد خبر از تو نیومد! جدا از تو جوونی هم سر اومد! جوونی رفت پیری از در اومد! می تر سم بی تو من تنها بیمیرم! بمیرم، روی ماهت را نبینم! خدایا خدایا چه قدر سخته جدایی! می ترسم می ترسم بمیرم.......تو نیایی! هزارون گل در اومد هزاران پاییز سر اومد دلم دریای خون شد خبر از تو نیومد! |
|
|
|
|
|
|
|
هرکه دیدی بر بیابان بلندی می دوید یاد پاهای منه آشفته جان کن هرکه دیدی قطره اشکی ار شرم ریخت یاد چشمان منه خونین جگر کن هرکه دیدی در پیت این سو و آن سو می دوید یاد گل های پر پر باغ دلم کن هرکه دیدی بر در خانه ی تو فریاد کنان آواز کرد یاد فریاد منه لال جهان کن هرکه دیدی بانگاهی پرزحرف درکنارچشم تواندوه کرد یاد چشمان منه کور کران کن هر که دیدی رد پایی بر سر ساحل نهاد آن منم رد پا را دنبال کن
|
|
|
|
------------------------------------------------------------------------------------چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384این شعر که شاید هم شنیده باشید تقدیم به تمامی شما عاشقان برایت بار ها باید بگویم ، که در رگهای من جاری شدی چون خون ، که از من ساختی بار دگر مجنون شاید. از شکوه عشق خانمان سوز برایت بار ها باید قسم ها یاد کرد، برایت بارها باید سر سجده فرود آورد شاید . ز دست تو به تاریکی کوهستان غم باید سفر کرد ، به دنبال تو، تا خورشید باید رفت به پیش پای تو شاید که چون یک مشت خاک بی بها گردم ،برای قلب تو شاید خدا گردم. نمی دانم که در جای نگین تاج زرین کلاهت جای می گیرم و یا در زیر پاهای تو بیرحمانه می میرم ، شاید نمی دانم که بعد از سال های سخت و دشوار که بعد از روز های گرم وشیرین، زمان مردنم آیا در آغوش تو جانم را خدا گیرد و یا این آرزو در نطفه می میرد شاید |
|
|
|
من هم به نوبه خودم شهادت امام حسین و یاران باوفایش را به همه مردم دنیا تسلیت می گویم
|
|
|
|
مگذار که فرزانهء فرزانه بمیرم میخانه اگر جای منه بی سروپا نیست
محروم چو ار آن لب شیرین چو قندم
از عشق پر آشوب تو چون خانه خرابم
ویران چو از آن دیده ء ویرانگر مستم
با عشق تو چون عهد نمودم باراده
چون جز تو مرا یاری و دلدار دگر نیست
ازعشق تو چون رانده شدم از همه مردم
این قصهء ما کام ندید از سر تقدیر
یارا به برم گیر در آن لحظهء مردن
ای دهر وصالش ندهی لیک تو بگذار
عمری چو بدل حسرت وصل است و وصالش بگذار که حسرت دل و ویرانه بمیرم!!!
![]() من منتظر نظرات گرم شما هستم
|
|
|
|
....................پنجشنبه بیست و نهم دی 1384حالمان بد نيست غم کم می خوريم
کم که نه! هر روز کم کم می خوريم آب می خواهم، سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند خود نمیدانم کجا رفتم به خواب از چه بیدارم نکردی آفتاب؟؟ خنجری بر قلب بيمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند دشنه ای نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمی پشتم شکست سنگ را بستند و سگ آزاد شد يک شبه بيداد آمد داد شد عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام تيشه زد بر ريشه ی انديشه ام عشق اگر اينست مرتد می شوم خوب اگر اينست من بد می شوم بس کن ای دل نابسامانی بس است کافرم دیگر مسلمانی بس است در میان خلق سردرگم شدم عاقبت آلوده مردم شدم بعد ازاين بابی کسی خو می کنم هر چه در دل داشتم رو می کنم نیستم از مردم خجر بدست بت پرستم بت پرستم بت پرست بت پرستم،بت پرستی کار ماست چشم مستی تحفه ی بازار ماست درد می بارد چو لب تر می کنم طالعم شوم است باور می کنم من که با دريا تلاطم کرده ام راه دريا را چرا گم کرده ام؟؟؟ قفل غم بر درب سلولم مزن! من خودم خوشباورم گولم مزن! من نمی گويم که خاموشم مکن من نمی گويم فراموشم مکن من نمي گويم که با من يار باش من نمی گويم مرا غم خوار باش من نمی گويم،دگر گفتن بس است گفتن اما هيچ نشنفتن بس است روزگارت باد شيرين! شاد باش دست کم يک شب تو هم فرهاد باش آه! در شهر شما ياری نبود قصه هايم را خريداری نبود!!! وای! رسم شهرتان بيداد بود شهرتان از خون ما آباد بود از درو ديوارتان خون می چکد خون من،فرهاد،مجنون می چکد خسته ام از قصه های شوم تان خسته از همدردی مسموم تان اينهمه خنجر دل کس خون نشد اين همه ليلی،کسی مجنون نشد آسمان خالی شد از فريادتان بيستون در حسرت فرهادتان کوه کندن گر نباشد پيشه ام بويی از فرهاد دارد تيشه ام عشق از من دورو پايم لنگ بود قيمتش بسيار و دستم تنگ بود گر نرفتم هر دو پايم خسته بود تيشه گر افتاد دستم بسته بود هيچ کس دست مرا وا کرد؟ نه! فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه! هيچ کس از حال ما پرسيد؟ نه! هيچ کس اندوه مارا ديد؟ نه! هيچ کس اشکی برای ما نريخت هر که با ما بود از ما می گريخت چند روزی هست حالم ديدنیست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روی زمين زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياری داشتيم خود غلط بود آنچه می پنداشتيم |
|
|
|
وصیتپنجشنبه بیست و نهم دی 1384روزی اگر سراغ من آمد به او بگو: ((من میشناختم او را حتی در حال احتضار آن دلشکسته عاشق بی نام و نشان آن مرد بی قرار
روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو: ((هر روز پای پنجره غمگین نشسته بود و گفتگو نمی کرد جز با درخت سرو در باغ کوچک همسایه، شبها به کارگته خیال خویش تصویری از بلندای اندام می کشید و در تصورش تصویر تو بلندترین سرو باغ را تحقیر کرده بود
روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو: ((او پاک زیست پاکتر از چشمه های نور همچون زلال قطره باران به نوبهار آن کوه استقامت آن کو استوار وقتی به یاد روی تو بر می بود می گریست
روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو: ((او آرزوی دیدن رویت را حتی برای لحظه ای از عمر خویش داشت اما باری دیدن تو چشم خویش را آن در سرشگ غوطه ور __آن چشم پاک را پنداشت آلوده است و لایق دیدار یار نیست
روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو: آن لحظه ای که دیده برای همیشه بست آن نام خوب بر لب لرزان او نشست
شاید روزی اگر... چه؟ او؟ نه، آه... نمی آید |
|
|
|
.................چهارشنبه بیست و یکم دی 1384سازنده ترین کلمه گذشت است............ آن را تمرین کن
پر معنی ترین کلمه ما است............ آن را به کار ببر. عمیق ترین کلمه عشق است ........ به آن ارج بنه. بی رحم ترین کلمه تنفر است......از بین ببرش. سرکش ترین کلمه هوس است ......... با آن بازی نکن. بازدارنده ترین کلمه ترس است...... با آن مقابله کن. روشن ترین کلمه امید است .......به آن امیدوار باش. محکم ترین کلمه پشتکار است ......آن را داشته باش. سمی ترین کلمه غرور است ....... بشکنش. سست ترین کلمه شانس است ......به امید آن نباش. سالم ترین کلمه سلامتی است ........ به آن اهمیت بده. دوستانه ترین کلمه رفاقت است ...... از آن سوء استفاده نکن زیباترین کلمه راتستی است ...... با آن روراست باش. زشت ترین کلمه دورویی است ...... یک رنگ باش. ویرانترین کلمه تمسخر است...... دوست داری با تو چنین کنند. آرام ترین کلمه آرامش است....... به آن برس . سخت ترین کلمه غیر ممکن است .... وجود ندارد. کشنده ترین کلمه اضطراب است.... آن را نادیده بگیر. قشنگ ترین کلمه خوشرویی است راز زیبایی در ان نهفته است. تمیزترین کلمه پاکیزگی است ... اصلا سخت نیست. مخرب ترین کلمه شتابزدگی است .... مواظب پل های پشت سرت باش. تنها ترین کلمه گوشه گیری است .... بدان که جمع همیشه بهتر از فرد بوده. محرک ترین کلمه هدفمندی است ...... زندگی بدون هدف روی آب است. و هدفمند ترین کلمه موفقیت است ..................................... پس پیش به سوی آن.
|
|
![]() |
|
![]() |
آلونک دوستانه
آلونک دوستانه



با سلامی مجدد 





